تاريخ : سه شنبه 31 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی
امسال که بعد از چندسال مسجد جامع شهرستان ساخت تکمیل  گردید ....نمازهای یومیه بصورت مرتب در ماه رمضان برگزار میگردد که حاج آقا حسینی امام جمعه شهرستان پیش نماز میباشند و همچنین بعد از نماز ظهرو عصر  کلاس تفسیر قران توسط حاج آقا حسینی برگزار میگردد ...

 



تاريخ : دوشنبه 30 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی

امشب سرمهربان نخلي خم شد/دركيسه ي نان به جاي خرما غم شد/ دركنج خرابه ها زني شيون كرد/همبازي كوكان كوفه كم شد...

واما امسال مراسم شبهای قدر بعداز هفت سال در مسجد جامع به صورت هرچه باشکوه و با حضور حداکثری مردم  شهرستان برگزار گردید..

الهی ان شب که همه قران به سر می گذارند

ما را توفیق بده قران را به دل کنیم . . .

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه 30 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی
امام جمعه شهرستان ملکشاهی گفت: امروز مسئله فلسطين و تجاوز اخیر رژِیم اشغالگر قدس به مردم بی دفاع و روزه دار غزه دمکراسی روسیاه غرب را بیش از پیش رسوا کرد.

امام جمعه شهرستان ملکشاهی درباه در پیش بودن روز قدس اظهار داشت:

یکی از اقدامات بسیار مهم و تاثیر گذار امام نام گذاري جمعه آخر ماه مبارک رمضان به نام روز قدس بود و اين در حالي بود که دشمن مساله فلسطين را يک مسئله ملی و داخلی عنوان می کرد.

حجه الاسلام حسینی به "شبهه عربي و محلي بودن" قضیه غزه اشاره کرد و بیان کرد: دشمن قضيه غزه را يک قضيه منطقه ای و شخصي و محلي معرفي مي کند تا بتواند حمایت دیگر مسلمانان جهان از مردم مظلوم غزه را به کمترین و پایین ترین سطح برساند.

وی از صلح طلب خواندن رژيم اشغالگر قدس از سوی امریکا به شدت انتقاد کرد و تاکید نمود: امروز ترفند صهيونيست ها و پشتيبانان شان - که دولت امريکا مهمترين پشتيبان آنهاست - اين است که از نام زيبای صلح سوء استفاده مي کنند تا جنایات وحشی گرانه و ددمنشانه خود را توجیه نمایند که متاسفانه برخي از دولت های ارتجاء عرب هم از آن حمايت مي کنند.

حجه الاسلام حسینی فرمایشات حضرت امام درباره وظيفه مسلمانان در قبال مسأله فلسطين را یادآور شد و خاطر نشان کرد: مسئله قدس و فلسطین فقط متعلق به عرب ها و همسايه های فلسطين نيست بلکه تمام مسلمين عالم در هر جای دنيا که هستند، نسبت به قضيه فلسطين بايد احساس مسؤوليت کنند.

حسینی در بخش یگری از صحبتشان سکوت مجامع بین المللی در برابر جنايات رژيم صهيونيستي را محکوم کرد و گفت: امروز مسئله فلسطين و تجاوز اخیر رژِیم اشغالگر قدس به مردم بی دفاع و روزه دار غزه دمکراسی روسیاه غرب را بیش از پیش رسوا کرد. در واقع غرب با ادعای حقوق بشر بزرگ ترين و فجيع ترين نقض حقوق بشر را در غزه ناديده گرفته است.

وی به الگوی مبارزه و مقاومت فلسطینیان اشاره نمود و تاکید کرد: الگوي مقاومت و مبارزه پيش روي ماست؛ يعني مي توان با مقاومت و مبارزه و البته تحمّل خسارت، به پيروزي رسيد. درعين حال الگوي شکست نيز پيش روي ماست و آن دل بستن به روش های سازشکارانه و کاسه گدايي صلح در دست گرفتن است. نتيجه آن نيز تحقير، به ذلّت کشاندن و در نهايت تحميل يک طرفه خواسته های اسرائيل است که اين را نيز عيناً مشاهده کرديم.

امام جمعه ملکشاهی همه پرسي از مردم فلسطين را گره گشای قضیه قدس دانست و تصریح کرد: تنها راه حلّ مسأله فلسطين اين است که مردم خود نظام حاکم بر کشورشان را تعيين کنند. اگر اتّکاء به آراءِ يک ملت از نظر مدّعيان دمکراسي در دنيا حرف درستي است، ملت فلسطين هم يک ملت است و بايد تصميم بگيرد.

حجه الاسلام حسینی در پایان بر کمک جهان اسلام برای تقويت مقاومت فلسطين تاکید کرد و بیان داشت: علاج واقعي اين خطر به دست مسلمين است. آنان مي توانند با کمک های حقيقي به مبارزين مسلمان، قيام داخل کشور فلسطين را قوي تر و کوبنده تر سازند، و نيز مي توانند به طرق گوناگون نگذارند که دولت های منطقه به پيروي از خواست و تحميل امريکا، تن به سازش با اسرائيل دهند.



تاريخ : یکشنبه 29 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی
با توجه به فعالیتهای دفتر امام جمعه در حوزه های هنری  و نیز باتوجه به ایام رمضان  معاونت فرهنگی دفتر امام جمعه  برای دومین سال متوالی اقدام به برگزاری کلاس طرح نقاشی آیات قرانی به صورت یک گروه ثابت در پارک شهدای شهرستان  و دوگروه سیار  در سطح شهرستان نموده است که این سه گروه از راس ساعت ساعت 19 شروع بکار میکنند



تاريخ : جمعه 27 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله المتفرد بالکبرياء و اشهد انه المتوحد بالتدبير الارض و السماء و اشهد ان محمدا المبعوث و رحمه للوراءاکمل الامنا و افضل السفراء و خاتم الانبياء و اشهد ان امير المومنين علي ابن ابي طالب و اولاده المعصومين هم الحجه البيضاء و منقضي البشر من ضلاله و العمي و لعنت الله علي اعدائهم اجمعين من الاولين والآخرين الي يوم الدين.

1- عباد الله اوصيکم بتقوي الله .

در ادامه شرح حديث عنوان بصري به اين فراز از حديث رسيديم که عنوان در مسجد النبي گفت

وَ قُلْتُ أَسْأَلُکَ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ أَنْ تَعْطِفَ عَلَيَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ وَ تَرْزُقَنِي مِنْ عِلْمِهِ مَا أَهْتَدِي بِهِ إِلَى صِرَاطِکَ الْمُسْتَقِيمِ

هفته گذشته در مورد رزق انواع آن و موجبات جلب رزق حلال بيان شد

و اما موضوع خطبه امروز صراط مستقيم است

خداى سبحان در قرآن کريم براى نوع بشر، بلکه براى تمامى مخلوقات خود راهى معرفى کرده که از آن راه به سوى پروردگارشان سير مى‏کنند و در خصوص انسان فرموده: يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ (6)انشقاق

هان اى آدمى، به درستى که تو به سوى پروردگارت تلاش مى‏کنى، و اين تلاش تو- چه کفر باشد و چه ايمان- سر انجام به ديدار او منتهى مي شود.

عنوان بصري براي رسيدن به صراط مستقيم از علم امام استفاده ميکند

پس راههاي يادي وجود دارد از علم زيست پي به وجود خداوند علم رياضي از قدرت خدا

وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ عنکبوت 69

وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقيما نساء 68

آنچه را که در قرآن به عنوان راه معرفي شده از قبيل سبيل طريق و صراط است هر چند سبيل، طريق و صراط به معناي راه مي‌باشند و از نظر معنا به هم نزديک‌اند، اما تفاوت‌هايي نيز با يکديگر دارند.

طريق

«طريق» به معناي راه است، راهي که با پا پيموده شود. راغب اصفهاني مي‌گويد: طريق‏ راهى که با پا پيموده و زده مى‌‏شود: و از اين معنا واژه طريق براى هر روشى که انسان در کارى خوب يا ناپسند در پيش مى‌‏گيرد استعاره شده است،

در قرآن کريم طريق به معاني مختلفي به کار رفته است که به چند مورد اشاره مي‌نماييم.

1. «لا لِيهْدِيهُمْ طَرِيقا»؛[5] آنها را به راه هدايت نخواهد کرد. اعم از راه خوب يا بد؛ چرا که به گونه مطلق ذکر شده است.

 

2. «يهْدِي إِلَى الْحَق وَ إِلى‏ طَرِيقٍ مُسْتَقِيم»؛ به سوى حقّ و راه راست هدايت مي‌کند. در اين آيه به معناي راه خوب که راه مستقيم است به کار رفته است.

با توجه به معاني فوق و آنچه که در کتاب مفردات الفاظ قرآن آمده است، به نظر مي‌رسد اين معنا که طريق به معناي راهي باشد که صرفاً وسيله‌اي براي رساندن باشد. حال اين راه‌ها چه مجازي و چه حقيقي، تفاوتي نمي‌کند، بلکه صرفاً مراد در اين‌جا همان وسيله است که لاجرم طي کننده راه را به مقصد مي‌رساند اعم از اين‌که آن مقصد بد يا خوب، زميني و يا آسماني باشد.

 

سبيل:

«سبيل» به معناي راه است، اعم از هر گونه راهي، چه راه ضلالت باشد، چه راه هدايت باشد: و يا راه معمولى.

 

در قرآن کريم نيز سبيل در معاني گفته شده به کار رفته است که به تعدادي از آنها اشاره مي‌شود.

1. راه راست: «وَ مَنْ يتَبَدَّلِ الْکفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيل»؛ کسى که کفر را با ايمان مبادله کند(و آن‌را بجاى ايمان بپذيرد) از راه مستقيم (عقل و فطرت) گمراه شده است.

2. گناه، عقوبت و سرزنش: «ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيل»؛ بر نيکوکاران راه مؤاخذه نيست.

3. راهي ميان حق و باطل: «إِنَّ الَّذينَ يکفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يريدُونَ أَنْ يفَرِّقُوا بَينَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعْضٍ وَ يريدُونَ أَنْ يتَّخِذُوا بَينَ ذلِک سَبيلاً »؛کسانى که به خدا و پيامبرانش کفر مى‏ورزند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند، و مى‏گويند: «ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انکار مى‏کنيم» و مى‏خواهند ميان اين [دو]، راهى براى خود اختيار کنند.

 

صراط

«صراط» نيز يکي ديگر از واژه‌هايي است که به معناي راه است. «صراط» بيش از 40 بار در قرآن ذکر شده است. هر چند که صراط به معناي راه است، اما معاني ديگري نيز براي آن ذکر کرده‌اند. به دين «صراط» گفته شده؛ زيرا سالکش را به بهشت مي‌رساند، همچنان‌که «صراط» رونده‌اش را به مقصد مي‌رساند.

در لغت صراط به معناي راه ذکر شده است، اما معناي ديگر صراط صرفاً به واسطه اضافه شدن صراط به کلمات ديگر ايجاد شده است، نه اين‌که صراط به چند معنا آمده باشد.

همچنين واژه صراط که فقط به صورت مفرد مي‌آيد يک راه بيش نيست که پايانش خير است و به خداي متعال ختم مي‌شود.

در اين‌جا به چند مورد از واژه صراط که در آيات مختلف قرآن ذکر شده است، اشاره مي‌کنيم.

1. صراط به راه خدا اطلاق شده است: «إِنَّ رَبِّي عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم»؛ پروردگار من بر صراط مستقيم است.

2. راه پيامبر خدا: «إِنَّک لَمِنَ الْمُرْسَلِين، عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم»؛ تو قطعاً از رسولان(خداوند) هستى، بر راهى راست(قرار دارى).

 

2. راه نعمت داده شدگان: «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِم»؛راه آنها که بر آنان نعمت دادى.

جمع بندي

هرچند اين واژه‌ها به معناي راه مي‌باشند و از نظر معنا به هم نزديک‌اند، اما تفاوت‌هايي نيز با يکديگر دارند که در تفاسير، ذيل هر يک از آنها توضيحات مبسوطي ارائه شده است. در اين‌جا به اختصار به برخي از تفاوت‌هاي مهم اشاره مي‌کنيم.

 

الف. سبيل هم در راه خير و هدايت و هم در راه شرّ به کار رفته است، و با شرک و ضلالت جمع مي‌شود.

طريق نيز در اعم از راه خوب و بد استعمال شده است.

اما واژه صراط فقط در خير به کار رفته و هرگز با ضلالت و شرک جمع نمي‌شود.

ج. سبيل و طريق براي راه‌هاي گوناگون و کوچک است،

اما صراط بزرگ راهي است که راه‌هاي کوچک بدان ختم مي‌شود. بنابر اين، صراط تنها يک راه است و سرِّ آن هم اين است صراط به خداوند استناد دارد و راه مستقيم الهي تنها يک راه بيشتر نيست.

 

 

مفسران قرآن در تفسير "صراط مستقيم" از دو شيوه نظري و مصداقي بهره جسته اند؛ منظور از شيوه نظري ويژگي هايي است که خداوند در قرآن براي صراط مستقيم بيان کرده است

 

 

نکته :

معناي صراط المستقيم

به دين «صراط» گفته شده؛ زيرا سالکش را به بهشت مي‌رساند، همچنان‌که «صراط» رونده‌اش را به مقصد مي‌رساند

واژه "مستقيم" از ماده "ق.و.م" است و بر طلب قيام دلالت مى‏کند. استقامت، طلب قيام از شى‏ء است و طلب قيام، کنايه از ظهور و حصول آثار و منافع هر چيز است و چون آثار و منافع راه در مستوى بودن، نداشتن اعوجاج و گمراه نکردن سالک است، چنين حالتى را قيام آن مى‏دانند.

پس راه مستقيم راهى است که نداشتن اعوجاج از آن مطلوب باشد.

در آموزه هاي قرآني، صراط مستقيم اصطلاحي خاص با معنا و مفهومي ويژه است مفسران قرآن در تفسير "صراط مستقيم" از دو شيوه نظري و مصداقي بهره جسته اند؛ منظور از شيوه نظري ويژگي هايي است که خداوند در قرآن براي صراط مستقيم بيان کرده است. و مقصود از روش مصداقي مصاديق و کساني هستند که با پيمودن راه راست و دارا بودن ويژگي هاي ذکر شده در قرآن الگو و نمونه بارز صراط مستقيم شدند. و امام علي عليه السلام مصداق بارز صراط مستقيم مباشد که فرمود انا صراط المستقيم

با اين مقدمات معلوم مي شود که «صراط مستقيم راهى است به سوى خدا، که هر راه ديگرى که خلايق به سوى خدا دارند

با اين توضيحات معناي هدايت در "اهدنا الصراط المسقيم" عبارت است از «دلالت و نشان دادن هدف، به وسيله نشان دادن راه، و اين خود يک نحو رساندن به هدف است، و کار خدا است».

يک روز صبح «بودا» در بين شاگردانش نشسته بود که مردي به جمع آنان نزديک شد و پرسيد:

آيا خدا وجود دارد؟

«بودا» پاسخ داد:

بله، خدا وجود دارد.

بعد از ناهار سروکله‌ي مرد ديگري پيدا شد که پرسيد:

آيا خدا وجود دارد؟

«بودا» پاسخ داد:

نه، خدا وجود ندارد.

اواخر روز مرد سومي همين سؤال را از «بودا» پرسيد. پاسخ بودا به او چنين بود:

خودت بايد اين را براي خودت روشن کني.

يکي از شاگردان گفت:

استاد اين منطقي نيست. شما چطور مي‌توانيد به يک سؤال سه جواب بدهيد؟

بودا که به روشن‌بيني رسيده بود، پاسخ داد:

چون آنان سه شخص مختلف بودند و هرکس از راه خودش به خدا مي‌رسد: عده‌اي با اطمينان، عده‌اي با انکار و عده‌اي با ترديد.

 

إِنَّ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ وَ أَبْلَغَ مَوْعِظَةِ الْمُتَّقِينَ كِتَابُ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ صدق الله العلي العظيم

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين و الصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد (ص) و آله طاهرين سيما علي ابن ابي طالب و فاطمه الزهراء سيده النساء عالمين و الحسن الحسين سيدي شباب اهل الجنه و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و خلف القائم المهدي صلواتک عليهم اجمعين.

1- دعاي سلامتي امام زمان (عج)

2-الحمد الله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت امير المومنين و اولاد المعصومين ع

3- دعوت به تقوي

امام علي عليه السّلام در راه بازگشت از جنگ صفّين به قبرستان پشت دروازة كوفه رسيد و رو به مُردگان كرد و فرمود:

" اي ساكنان خانه هاي وحشت زا و مكانهاي خالي و گورهاي تاريك! اي خفتگان در خاك ! اي غريبان ! اي تنها شدگان ! اي وحشت زدگان ! شما پيش از ما رفتيد و ما در پي شما روانيم و به شما ملحق خواهيم شد. امّا خانه هايتان، ديگران در آن سكونت گزيدند و زنانتان با ديگران ازدواج كردند و اموالتان بين ديگران تقسيم شد. اين خبري است كه ما داريم. حال شما چه خبري داريد؟"

 

سپس رو به اصحاب خود كرده، فرمود: بدانيد كه اگر اجازة سخن گفتن به آنان داده مي شد، به شما خبر مي دادند كه: " بهترين توشه، تقواست."

ن نهج البلاغه؛ حكمت 130

 

امام على(ع) و اصول برخورد با دشمنان

با بررسي مو مطالع تاريخ در يك نگاه با موضوع تقوي انسانهاى برجسته دو گروه‏اند:

يك گروه، انسانهايى هستند كه در يك بعد داراي فضيلت و منزلت والا مى‏باشند، مانند ششخصيتهاي برجسته علمي و يا سياستمداران و حاكمانى كه در تحقق حقوق مردم ازخودگذشتگى‏هاى بزرگى نموده‏اند.

گروه دوم، انسانهايى هستند كه برجستگى آنها نه در يك زمينه، بلكه در ابعاد مختلفى مى‏باشد. متقين توانسته‏اند ابعاد مختلف انسانى را در هماهنگى با هم به گونه‏اى مطلوب و شايسته رشد دهند.

بى‏ترديد گروه اخير، الگوهاى مناسب‏ترى براى ديگران هستند. حضرت على(ع) از اين گروه است و بلكه برجسته‏ترين آنهاست. آرى! على(ع) در عين عبوديت، به ياد مردم بوده، براى احقاق حق مردم تلاش مى‏كرد. در عين مهربانى و رأفت با دوستان و مردم و حتى مخالفان، با دشمنانِ حق و ظالمان، سختگير و خشمناك بود. در عين آخرت‏گرايى، زهد و دنياگريزى، بر اساس مسؤوليت و وظيفه الهى به حكومت، سياست و دنيا رو مى‏آورد، آنچنان كه دنياى وى عين آخرت و دنياگريزى بوده است.

آن حضرت با همه مُكنت و حكومتش، بر حفظ بيت‏المال و مصرف درست آن اهتمام مى‏ورزيد و هيچ گونه تبعيض و مصلحت‏سنجى را روا نمى‏داشت. چنين اوصافى از آن حضرت بى‏شمار است، به گونه‏اى كه حتى غير مسلمانان بر آن صحه گذاشته‏اند، براى مطالعه آنها، به كتابهاى نوشته شده در اين زمينه رجوع شود.

به هر حال، ضرورى است كه شخصيت و زندگى چنين انسانى بررسى شود تا روش درست زندگى كردن، ترسيم و آموخته شود، اما در يك خطبه، بررسى تمامى ابعاد اين شخصيت غير ممكن است، لذا تنها به مسأله حكومت آن حضرت، آن هم اصول و قواعد حاكم بر حكومت آن حضرت در برخورد با مخالفان و دشمنانش مى‏پردازيم.

 

على(ع) و حكومت

پس از توجه و بيعت مردم با امام على(ع)، ايشان حكومت را پذيرفته و به اداره جامعه اسلامى پرداخت. در اين مدت تلاش نمود تعاليم اسلامى را تحقق بخشد و كژيها و ناراستيهاى پيش آمده پس از رحلت رسول خدا(ص) را از بين ببرد، چنانكه در آغازِ بيعت مردم و حكومت خود، مسير و اهداف حكومتش را اعلام نمود. با وجود اين، مخالفان و دشمنانِ زمامدارى آن حضرت، خاموش ننشسته و عليه آن حضرت توطئه مى‏كردند.

 

على(ع) و مخالفان

از ويژگيهاى حكومت علوى آن است كه با يك مخالف و يا يك گروه از مخالفان روبه‏رو نشده بود، بلكه گروههاى مختلفى به علل و اغراض متفاوت با آن حضرت مخالفت ورزيدند.

در يك تقسيم كلى مى‏توان آنها را به سه گروه اصلى معرفى كرد:

قاسطين؛ يعني اهل ظلم و ستم که لشگر شام و از طرف معاويه اعزام شده بودند جهاد کردم.

ناكثين يعني با آن پيمان شکنان «اصحاب جنگ جمل» که طلحه و زبير و پيروانشان باشد که بيعت خودشان را با اميرالمؤمنين شکستند جنگيدم.

و مارقين يعني آن کساني که از دين بيرون رفتند که خوارج نهروان باشد جنگيده و خوارشان کردم..

با بررسى تاريخ حيات امام على(ع) و كلمات آن حضرت به تشخيص و بررسى اصول حاكم بر حكومت علوى با مخالفان و دشمنان مى‏پردازيم.

 

1. رعايت حقوق مخالفان

از موضوعات مهم در حكومت اسلامى، حقوق مخالفان است. آيا حقوقى دارند يا نه؟ حقوقِ قابل پذيرش آنها به چه ميزانى است؟

از مشكلات مهم حيات بشر اين است كه در هر مسأله‏اى، يا به افراط مى‏گرايد و يا به تفريط رو مى‏آورد و در نتيجه، ارزيابيهاى يكطرفه، بررسيهاى تك‏بعدى به جاى تحليلهاى جامع‏نگر پديد مى‏آيند. از ويژگيهاى مهم شخصيت مولاى متقيان على(ع) دورى جستن از حبّ و بغضهاى بى‏اساس است. از اين‏رو، حضرت به رغم آنكه دشمنان حكومت اسلامى و ناصالحان را به تشكيلات حاكميت راه نمى‏داد به دليل حق‏ستيزى و بى‏علاقگى مخالفان، به اسلام و حاكميت مسلمانان ، اما در عين حال، حقوق آنها را در برخوردارى از حيات انسانى و بهره‏مندى از امنيت و آسايش به رسميت مى‏شناخت و در تحقق آنها بسيار حساس بود

بنابراين، از ويژگيهاى هر حكومتى از جمله حكومت علوى تأمين معيشت و امنيت مردم و جامعه است. حكومت براى جلوگيرى از هرج و مرج و تأمين امنيت اجتماعى پديد آمده است تا انسانها (چه كافر و چه مؤمن) بتوانند به تمتعات و علاقه‏هاى خود (مانند عبادت، پرستش خدا و...) دست يابند. على(ع) در طول دوران حكومتش، با مخالفان خود چنين رفتارى كرد.

 

امام(ع) در نامه‏اى به مالك اشتر استاندار خود در مصر نوشت:

«با همه مردم با رحمت و محبت رفتار كن و براى آنان حيوان درنده نباش كه بهره‏هاى آنها را غنيمت مى‏شمارد؛ زيرا آنان دو گروه‏اند: يا برادر دينى تو هستند يا انسانى مانند تو.»

در اين كلام امام، به دو گونه حقوق اشاره شده است:

1. حقوق دينى كه به اقتضاى متدين بودن بر عهده دينداران نهاده مى‏شود؛

2. حقوق انسانى كه هر انسانى سزاوار و شايسته آن است، از جمله مهربانى و ملاطفت حاكمان و كارگزاران حكومتى با همه مردم (چه متدين و چه غير متدين).

 

 

حكومت اسلامى و جايگاه مخالفان در اداره جامعه

از موضوعات مهم در حكومت اسلامى، حقوق مخالفان است. آيا حقوقى دارند يا نه؟ حقوقِ قابل پذيرش آنها به چه ميزانى است؟ آيا كسانى كه به حكومت اسلامى اعتقادى ندارند، مى‏توانند در دستگاه اجرايى حكومت وارد شوند و مسؤوليتهايى را به عهده گيرند؟

 

بررسى دوره‏هاى متعددِ حيات آن حضرت، نشان‏دهنده اين واقعيتها است كه ايشان نه تنها در دستگاه حكومتى خود، افراد معاند را به كار نگماردند، بلكه از اشخاص غير معتقد به اسلام، فاسق و دنياطلب بهره نبردند. ايشان، پيوسته به كارگزاران خود توصيه مى‏كردند كه اين گونه عمل كنند. به دو نمونه آن اشاره مى‏شود:

الف) امام على(ع) پس از آنكه حكومت را به دست گرفت، پاره‏اى از عوامل اجرايى حكومت خليفه سوم را عزل و افراد شايسته را به جاى آنها نصب كرد. طلحه و زبير كه با امتناع حضرت على(ع) مواجه شدند و در نتيجه دشمنى با آن حضرت را آغاز نمودنداز زمان خليفه دوم به دارندگان سابقه جهاد و هجرت، سهم و حقوق بيشترى داده مى‏شد. اين سياست در دوره خلافت خليفه سوم نيز گسترش و شدت بيشترى يافته بود، به گونه‏اى كه نابرابرى‏هاو طبقه‏هاى جديدى با امتيازات ويژه پديد آمده بود. على(ع) با اين روش مخالف بود و براى مردم حقوق اجتماعى يكسانى قايل بودند. طلحه و زبير كه در اين دو دوره به دنياطلبى و زراندوزى رو آورده بودند، به اين امتيازات عادت كرده و با سياست على(ع) مخالفت مى‏كردند

 

ب) امام على(ع) در ضمن نامه‏اى به مالك اشتر به وى تذكر مى‏دهد كه بدترين وزراى تو آن وزيرى است كه پيش از تو وزارت فاسقى را كرده باشد و در جور و ستم و ساير گناهان او موافقت و مرافقت كرده باشد. زنهار! كه چنين كسانى را وزير و صاحب تدبير خود و محرم اسرار خويش مگردان؛ چه اينها ياران گنهكار و برادران ستمكارانند؛ به جور و ظلم عادت كرده‏اند و نيكويى سعى تو را ضايع مى‏سازند.

همان طورى كه ملاحظه مى‏شود، امام على(ع)، بكارگيرى چنين وزيرانى را مانع به ثمر رسيدن تلاشهاى حق‏طلبانه و آنها را زمينه‏ساز نفوذ دشمنان مى‏دانند. در اين نامه، حضرت يكى از موانع ورود به دستگاه حكومت اسلامى و نزديكى به حاكم اسلامى را شرك ذكر مى‏كنند. اين كلام حضرت يادآور اين آيه شريفه است: «و لن يجعل اللَّه للكافرين على المؤمنين سبيلاً». از ديدگاه اسلام جايز نيست كافران بر سرنوشت مسلمانان مسلط گردند. از اين‏رو، نزديكى آنها به حاكم و حكومت اسلامى زمينه‏ساز تسلط آنان بر سرنوشت مسلمانان است.

بنابراين، مى‏توان نتيجه گرفت كه به دليل حق‏ستيزى و بى‏علاقگى مخالفان، به اسلام و حاكميت مسلمانان، نبايد مسؤوليتهاى حكومت و اداره جامعه را به آنها سپرد.

3. صراحت امام على(ع) در برخورد با مخالفان و دشمنان

از شيوه‏هاى مرسوم در سياستهاى رايج امروز، نيرنگ، فريب و ظاهرسازى است. چه بسا عده‏اى گمان كنند چه اشكالى دارد براى پيشبرد اهداف اسلامى چند صباحى از آرمانها و اهداف خود سخن نگفت يا دست كم به صراحت و روشنى از آنها ياد نكرد تا حساسيت دشمنان و مخالفان برانگيخته نشود و گمان كنند ما در آرمانهاى خود تجديد نظر كرده‏ايم و يا اينكه عده‏اى تصور نمايند سياست؛ يعنى فريب و نيرنگ و سياستمدار واقعى؛ يعنى حيله‏گر ماهر، چنان كه ماكياولى، ظاهرسازى و فريب را خصوصيت مهم سياستمداران راستين برمى‏شمرد.

اكنون پرسش اين است كه آيا سياست به معناى فريب و ظاهرسازى، در قاموس حكومت علوى جايى داشت و يا اينكه حكومت علوى، هدفش انسان‏سازى و سعادت‏بخشى بوده است؟ استفاده از چنين ابزارها را با چنان اهدافى ناسازگار مى‏ديد و از اين شيوه‏ها پرهيز مى‏نمود؟ نگاهى مختصر به منش حضرت على(ع) با مخالفان و دشمنانش به روشنى اين اصل را اثبات مى‏كند كه ايشان مقاصد خود را به صراحت بيان مى‏داشت و آشكارا بر انجام آنها تأكيد مى‏ورزيد.

4. واقع‏نگرى در برخورد با مخالفان و دشمنان

از ويژگيهاى برجسته حيات سياسى حكومت علوى آن است كه در چارچوبه ارزشها و حقايق و بر اساس مصالح، به انتخاب بهترين گزينه اقدام مى‏نمود و در اين جهت به شرايط و اوضاع جامعه توجه كامل داشته است. مواردى براى نمونه بيان مى‏شود:

الف) على(ع) پس از بيعت مردم و عهده‏دار شدن قدرت، معاويه را براى حكومت شامات شايسته نمى‏دانست. عبداللَّه بن‏بجلى را كه براى اين مسؤوليت شايستگى داشت، به جاى او در نظر گرفت و به شام فرستاد. اصحابش با اطلاعاتى كه از اصرار معاويه براى ماندن بر اريكه قدرت داشتند، به امام پيشنهاد كردند كه براى جنگ با معاويه و بر سر جاى نشاندن وى، هر چه سريعتر خارج شوند. امام در پاسخ فرمودند:

«اينكه من مقدمات جنگ را با اهل شام فراهم كنم، در حالى كه جرير را هم به آنجا فرستاده‏ام، بستن باب مسالمت به روى آنان است. ممكن است آنها بيعت با عبداللَّه را اراده كنند و با خروج به جنگ، نبايد آنان را از اين خير منصرف كرد.

بنابراين تعهد و اصرار بر اصول نبايد مانع از توجه به واقعيات و شرايط شود. حضرت اولاً، براى آنكه حجت را بر دشمن تمام نمايد و به احتمال تسليم شدن دشمنان توجه كند، جنگ با دشمن را به تأخير انداخت و ثانياً، ارسال كارگزار براى وادار كردن معاويه به تسليم با تهيه مقدمات جنگ منافات دارد (يعنى تهيه مقدمات جنگ با مذاكره و گفت و گو منافات دارد)،لذا پيشنهاد اصحاب خود براى جنگ را رد كرد.

ب) معاويه در جنگ صفين براى رهايى از شكست (با پيشنهاد عمروعاص) قرآنها را بر فراز نيزه‏ها كرد و از حكميت قرآن سخن مى‏گفت. عده‏اى از سپاهيان ساده‏انديش امام(ع) فريب اين حيله را خوردند و شمشيرهاى خويش را بالا برده، شعارِ «لا حكم الّا للَّه» سر دادند. اينان (كه بعداً خوارج ناميده شدند) در برابر امام ايستادند و به امام گفتند: بايد حكميت را بپذيرى، در غير اين صورت تو را به قتل خواهيم رساند، همان گونه كه عثمان را به قتل رسانديم.

پذيرش حكميت ابوموسى اشعرى اين برخورد امام(ع) با عده‏اى از سپاهيان ساده‏انديش، نشانگر عمق موقعيت‏شناسى حضرت است. خود امام به عده‏اى از يارانش كه از پذيرش پيشنهاد داورى و حكميت تعجب كردند، فرمودند: «كنتُ امس اميراً، فاصبحتُ اليوم مأموراً»؛ ديروز فرمانده بودم، ليك امروز (كه برخى ياران ساده‏انديشم (يعنى خوارج) اصرار بر پذيرش حكميت دارند) فرمانبر شده‏ام. نمونه ديگرى از درك شرايط، پذيرش حكميت ابوموسى اشعرى بود، در حالى كه امام قصد داشت عبداللَّه بن‏عباس را (كه فردى زيرك بود) پيشنهاد كند، ولى باز اصرار و تهديد خوارج، امام را به پذيرش حكميت ابوموسى وادار ساخت.

5. على(ع) و بهره‏گيرى از جنگ

از ديگر ويژگيهاى امام على(ع) در طول حكومت اين بود كه جنگ را هدف و يا وسيله‏اى براى كسب قدرت نمى‏دانست، بلكه جنگ را آخرين ابزار در جلوگيرى از ايجاد فساد دشمنان مى‏دانست؛ يعنى هنگامى كه هيچ راه ديگرى براى اصلاح دشمنان باقى نمى‏ماند، اقدام به جنگ مى‏نمود، گرچه غالباً از سوى دشمنان، جنگ آغاز مى‏شد؛ زيرا امام(ع) در برخورد با دشمن، ابتدا تلاش مى‏كردند تا با تبيين موضع حق‏جويانه خويش، آنان را از گمراهى نجات دهند، سپس در صورت عدم پذيرش، اگر به حال جامعه اسلامى زيانى نداشتند، آنها را به حال‏خود وا گذاشته، حقوق آنها را نيز قطع نمى‏كردند، اما زمانى كه دشمنان بر جنگ اصرارمى‏ورزيدند، امام مى‏كوشيدند آغازكننده جنگ نباشند. اينك نمونه‏هايى از اين روش رابررسى مى‏كنيم:

الف) در توطئه ناكثين، امام(ع) براى مقابله با فتنه‏ها آمادگى لازم را فراهم آورد و وقتى كه آگاه شد سران ناكثين از مكه به سوى بصره حركت كرده‏اند، در مدينه به مردم اعلام مى‏نمايد و از آنان مى‏خواهد كه براى مقابله با پيمان‏شكنان به سوى بصره حركت كنند.[25]

از سوى ديگر، امام(ع) تلاش كرد به هيچ وجه جنگ و درگيرى و مسلمان‏كشى راه نيفتد. لذا در عين حفظ آمادگى، صبر و تحمل پيش كرد و فرمود:

«آنان به دليل خشمى كه از سياست من دارند، جمع شده‏اند، ولى من تا زمانى كه كيان اجتماعى شما مورد تهديد قرار نگيرد، صبر مى‏كنم.» آن حضرت فرمودند: «كدام يك از شما با وجود اينكه مى‏داند كشته مى‏شود، اين قرآن را به دست مى‏گيرد و آنان را به آنچه در آن است دعوت مى‏كند؟» جوانى چند بار داوطلب شد كه سرانجام باقرآنى و بدون سلاح ميدان رفت و شروع به دعوت ناكثين كرد، ولى آنها بر سرش ريخته وقطعه قطعه‏اش كردند. بدين ترتيب، دستور دفاع مشروع و عادلانه از جانب امام(ع) صادرشد.

ب) امام(ع) بعد از اينكه از بصره به كوفه رهسپار شد، دو نامه، يكى، به اشعث بن‏قيس كندى و ديگرى، به معاويه نوشت. مضمون هر دو نامه اين بود كه استاندارىِ اين دو نفر مورد خوشايند حضرت نبوده، آنان كناره‏گيرى كنند. معاويه سرپيچى نمود و امام بسيار سعى كرد او را با احتجاج و نصيحت متقاعد كند. در نهج‏البلاغه نامه‏هاى فراوانى در اين باره موجود است. معاويه در برابر تصميم امام(ع) اصرار بر باقى ماندن بر مسند قدرت از راه جنگ داشت و سپاهيانش به اين شهر يا آن شهر حمله مى‏كردند تا اينكه امام مجبور به دفاع از كيان جامعه شد. گفت و گوى سياسى بين حضرت على(ع) و معاويه تقريباً هفده ماه به طول انجاميد. امام بعد از ارسال نامه‏هاى فراوان و اطلاع از آمادگى معاويه، مردم عراق را به سوى شام بسيج نمود. معاويه وقتى در برابر سپاه امام على(ع) قرار گرفت اولين اقدامش اين بود كه ستونى از نظاميان خود را بين رودخانه فرات و سپاه امام حايل قرار داد. حضرت(ع) كوشيد از راه گفت و گو اين مشكل را حل كند، اما گفت و گو نتيجه‏اى نبخشيد. لذا عده‏اى از لشكريان امام(ع) به فرماندهى اشعث و نيز مالك، لشكر معاويه را شكست داده و فرات را در اختيار گرفتند. امام(ع) در برخورد با سپاه معاويه به سوى خيمه‏گاه معاويه آمده، فرمود: با معاويه سخنى دارم، سپس او را نصيحت كرد، اما اثرى نبخشيد. امام(ع) در اين مورد هم سعى كرد تا آغازگر جنگ نباشد. به همين دليل به اصحابش فرمودند:

«با آنها تا جنگ با شما را آغاز نكنند، نجنگيد؛ زيرا بحمداللَّه شما كارتان بر اساس دليل است و آغاز نكردن جنگ نيز حجت ديگرى، عليه آنها خواهد بود.»

ج) آن گاه كه خوارج راهشان را از على(ع) جدا كردند، امام(ع) تا وقتى كه آنان قيام مسلحانه نكرده بودند با آنها حداكثر مدارا را مى‏كرد، حتى حقوقشان را از بيت‏المال قطع نكرد و آزاديشان را محدود نكرد. در برابر ديگران به او جسارت و اهانت مى‏كردند، ولى ايشان حلم مى‏ورزيد. امام(ع) بر منبر در حال سخن گفتن بود كه شخصى از وى سؤالى كرد. ايشان فوراً جواب بسيار عالى به او داد و اسباب حيرت و تعجب را برانگيخت و شايد همه تكبير گفتند. يكى از خوارج آنجا بود و گفت: «قاتله اللَّه ما افقه»؛ خدا بكشد او را چقدر داناست! اصحاب امام(ع) خواستند بر سرش بريزند، فرمود: چكارش داريد، يك فحش به من داد؛ حداكثر اين است كه فحشى به او بدهيد، نه، كارى با او نداشته باشيد.

خوارج مى‏گفتند: ديگران مسلمان نيستند و ما نمى‏توانيم از آنها زن بگيريم و به آنها زن بدهيم. ذبايح آنها (گوشتى كه ذبح مى‏كنند) حرام است و بالاتر اينكه، كشتن زنان و اطفال آنها جايز است. پس از آن شروع به غارت و كشتار كردندعلى(ع) با آنها مدارا مى‏كرد، اما آنها كارشان به جايى كشيد كه على(ع) را وادار كردند در مقابلشان اردو بزند

على(ع) در روزهاى پايان عمر خويش در برخورد با ابن‏ملجم اوج انسانيت را به نمايش گذاشت. اصولي که بيان‏شده، شمه‏اى از شخصيت والا و الهى على(ع) و شيوه حكومت وى بود.

انقلاب اسلامي هم به دست معمار کبير انقلاب با تمسک به سيره پيامبر واهل بيت عليه السلام خصوصا امير المومنين طراحي و اجراشد با مطالعه تاريخ انقلاب و بررسي حوادث آن اين اصول و روش حکومت علوي کاملا مشهود است در برخورد بادشمن

در نظام مقدس جمهوري اسلامي هم تا زماني که مخالفان دست به شورش، کارشکني، مشکل‌آفريني براي نظامي نزنند، مي‌توانند از حقوق شهروندي و امکانات عمومي مثل سايرين برخوردار باشند البته نظام اسلامي هيچ‌ کس را مجبور نکرده است که با خود همراهي کند. در راستاي همين سياست

امام در ابتداي تشکيل حکومت شوراي انقلاب را تشکيل داد به جهت حذف نيروهاي معاند و مفاسد از بنده حکومت و جايگزيني افراد متخصص و متعهد

به فرمان امام شوراي نگهبان تاسيس شد در 25تير در اوايل انقلاب که موجب تداوم انقلاب شد مهم‌ترين وظيفه شوراي نگهبان از ديد مقام معظم رهبري را صيانت از اسلاميت و جمهوريت نظام عنوان است و اين بيانگر عمق اينده نگري امام عزيز درراستاي سيانت از نظام بود در برخورد با فتنه ها ودسيسه هاي دشمن با ورود به بدن حکومت از طريق شرکت در انتخابات

 

يکي ديگر از اقدامات مرحوم امام به مناسبت ايام پذيرش قطعنامه 598در سال 67 با اقدا به امير المومنين در جنگ صفين امام هم بخاطر حفظ نظام وانقلاب اسلامي اين را پذيرفت و از آن به عنوان نوشيدن جام ذهر ياد کرد

در عصر حاضر هم شاهد اجراي اين تاکتيک توسط مسئولين ديپلماسي کشور هستيم در غالب مذاکره با گروه 5+1با نرمش قهرمانانه که مورد تاکيد مقام معظم رهبري دشمن بدنبال بهانه گيري است و مسولين بايد با تدبير و صعه صدر و عمل به منويات رهبري اين پيچ سخت را هم پشت سر بگذارند و انشاء الله اين حسرت به دل دشمنان خواهد ماند که اين مذاکرات هم مانند پذيرش قطعنامه 598 نوشيدن جام زهر باشد.

به مناسبت ايام ديگر از اقدامات امام نامگذاري جمعه آخر ماه مبارک رمضان به نام روز قدس نامگذاري کردن واين در حالي بود که دشمن مساله فلسطين را ييک مسئله

شبهه ي عربي بودن شبهه ي محلي بودن

 

دشمن قضيه ي غزه را يک قضيه ي منطقه اي و شخصي و محلي معرفي ميکند

شبهه ي ناصبي بودن صلح با رژيم اشغالگر قدس

 

امروز ترفند صهيونيستها و پشتيبانانشان - که دولت امريکا مهمترين پشتيبان آنهاست - اين است که از نام زيباي صلح استفاده ميکنند:که متاسفانه برخي از دولتهاي ارتجاء عرب از آن حمايت ميکنند

- وظيفه ي مسلمانانمسأله ي فلسطين، فقط متعلق به عربها و همسايه هاي فلسطين نيست؛ تمام مسلمين عالم در هرجاي دنيا که هستند، نسبت به قضيه ي فلسطين بايد احساس مسؤوليت کنند.

- سکوت در برابر جنايات رژيم صهيونيستي

 

امروز غزه و فلسطين عرصه ي رسوائي غرب است. غرب با ادعاي حقوق بشر بزرگ ترين و فجيع ترين نقض حقوق بشر را در غزه نديده گرفته.

 

راه حل ها:

 

1- مبارزه و مقاومت

الگوي مقاومت و مبارزه پيش روي ماست؛ يعني مي توان با مقاومت و مبارزه و البته تحمّل خسارت، به پيروزي رسيد. درعين حال الگوي شکست نيز پيش روي ماست و آن دل بستن به روشهاي سازشکارانه و کاسه گدايي صلح در دست گرفتن است. نتيجه آن نيز تحقير، به ذلّت کشاندن و در نهايت تحميل يکطرفه خواسته هاي اسرائيل است که اين را نيز عيناً مشاهده کرديم.

 

 

2- همه پرسي از مردم فلسطين

تنها راه حلّ مسأله فلسطين اين است که مردم خود نظام حاکم بر کشورشان را تعيين کنند. اگر اتّکاء به آراءِ يک ملت از نظر مدّعيان دمکراسي در دنيا حرف راستي است، ملت فلسطين هم يک ملت است و بايد تصميم بگيرد.

 

3- کمک جهان اسلام براي تقويت مقاومت فلسطين

 

علاج واقعي اين خطر به دست مسلمين است. آنان مي توانند با کمکهاي حقيقي به مبارزين مسلمان، قيام داخل کشور فلسطين را قويتر و کوبنده تر سازند، و نيز مي توانند به طرق گوناگون نگذارند که دولتهاي منطقه به پيروي از خواست و تحميل امريکا، تن به سازش با اسرائيل دهند.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته



تاريخ : چهارشنبه 25 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی
امام جمعه محترم ملکشاهی گفت: امروز دشمن با استفاده از رسانه و بوسیله محتویات برنامه های ماهواره ای غیرت ملی، ناموسی و دینی مردم را هدف گرفته است.

  نشست مودت سپاه شهرستان ملکشاهی عصر امروز با حضور امام جمعه ملکشاهی، فرماندار، جمعی از مسئولین شهرستان و جمع از بسیجیان در محل سالن اجتماعات دفتر امام جمعه شهرستان ملکشاهی برگزار شد.

حجت‌الاسلام سید ابوالفضل حسینی در این جلسه با اشاره به آیه "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" تغییرات را دو گونه دانست و اظهار داشت: یکی از مصادیق تغییر که خواست خود مردم بود انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل(ره) بود.

وی نوع دیگر تغییرات را خواست دشمن خواند و افزود: نوع دیگر تغییراتی است که دشمن با تاکتیک های مختلف و با ابزارهای گوناگونی چون تهدید، تحقیر، تحریم و جنگ سخت می خواهد آنرا عملیاتی کند و تمام تلاش خود را بکار برد تا نظام اسلامی را تغییر دهد و خوشبختانه به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید.

امام جمعه ملکشاهی هدف دشمن در جنگ نرم را از بین بردن غیرت مردم دانست و یادآور شد: امروز دشمن با استفاده از رسانه و بوسیله محتویات برنامه های ماهواره ای غیرت ملی، ناموسی و دینی مردم را هدف گرفته است.

رئیس مجمع عالی بسیج شهرستان ملکشاهی در ادامه راه کار دشمن در بحث ماهواره را ساخت و نقد فیلم عنوان کرد و افزود: دین هراسی، تجهیز گروه های افراطی و انتشار جنایت های آنها در رسانه ها، تحریف دین و ایجاد آیین های کذایی از اهداف دشمن برای حمله به مقدسات است که ثمره این فعالیت ها کاهش و تضعیف باورهای دینی است.

سرمربی طرح صالحین بسیج ملکشاهی با بیان اینکه دو هزار کانال ماهواره ای متضاد با فرهنگ و سنت ایرانی و اسلامی در فضای کشورمان وجود دارد، افزود: ایجاد حس رقابت در میان زنان و دختران برای جلب توجه مردان، ایجاد بلوغ زودرس جنسی، ایجاد روحیه تنوع طلبی جنسی و اشاعه فحشا و بی بندوباری از اثرات روحی و روانی این ماهواره ها بر مخاطبین است.

حسینی با اشاره به اینکه در نبرد رسانه ای باید همچون دشمن عمل کرد، اظهار داشت: امروز فقط برخورد سلبی پاسخگو نیست بلکه باید به صورت ایجابی با این مسئله برخورد کرد و رسانه ملی با ارائه برنامه های متنوع، شاد و متناسب با فرهنگ دینی نیاز مخاطبین خود را برطرف کند.

امام جمعه ملکشاهی بحث شبکه دیجیتال ملکشاهی را پیش کشید و گفت: یکی از مطالبات مردم شهرستان ملکشاهی نصب و راه اندازی شبکه دیجیتال است که متاسفانه با اینکه مسئولین مکرر قول داده اند اما هنوز محقق نشده است.



تاريخ : سه شنبه 24 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی

 جلسه ستاد نماز جمعه در شهرستان ملکشاهی با حضور اعضای ستاد نماز جمعه برادران وخواهران و امام جمعه محترم شهرستان  پیرامون برنامه ریزی ایام مبارک رمضان برگزار گردید در این جلسه تمام اعضا پیرامون کیفیت و کمیت نماز جمعه در ایام رمضان صحبت کردند.

و همچنین مسئول ستاد نماز جمعه جناب آقای غلامرضا صالحی ضمن تقدیر و تشکر از اعضا و تبریک پیشاپیش ماه مبارک رمضان از ترتیل خوانی قرآن در این ماه در مسجد جامع، یک ساعت قبل از نماز مغرب و عشا خبر داد و نیز فرمودند نمازهای یومیه با حضور امام جمعه در محل مصلی برگزار میگردد.در جمع بندی جلسه جناب حجت الاسلام حسینی امام جمعه محترم شهرستان از حضور پررنگ  اعضای ستاد در در جلسات و برنامه های فرهنگی تشکر کردند و  از کلاسهای طرح تابستانی در دفتر امام جمعه و همچنین از طرح آیات قرانی مختص کودکان و نوجوانان درمحلات وپارک شهر برگزار میگردد خبر دادند



تاريخ : جمعه 20 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

    الحمدلله المتفرد بالکبریاء و اشهد انه المتوحد بالتدبیر الارض و السماء و اشهد ان محمدا المبعوث و رحمه للوراءاکمل الامنا و افضل السفراء و اولاده المعصومین المکرمین .

1 - عباد الله اوصیکم بتقوی الله ،

وَ قُلْتُ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ أَنْ تَعْطِفَ عَلَیَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ وَ تَرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِهِ مَا أَهْتَدِی بِهِ إِلَى صِرَاطِکَ الْمُسْتَقِیمِ

موضوع خطبه اول رزق چیست ؟ و اقسام آن کدامست ؟ و فرمول جلب آن چیست ؟

اقسام رزق

1 – رزق مادی : این فبیل ارزاق موجب حیات و بقای جسم انسان است ، ماحصل این رزق محدود به حیات دنیاست و انسانها به فراخور تلاش و و تقدیر خود از این ارزاق بهره مند می شوند ، برخی کمتر و برخی بیشتر .

 مثال در باب مأکولات و آشامیدنیها ، آب و نان از ارزاق ضروری و بسیار مهم و استراتژیک محسوب می شوند ،

 

2 – رزق معنوی : این نوع رزق موجب حیات و تعالی و ارزشمندی روح انسان است وجود این رزق است که به زندگی انسان معنا و مفهوم واقعی حیات را می دهد و جاودانگی و خلود در بهشت برین را به ارمغان می آورد

مصادیق رزق معنوی :
درتفحص و جستجو درآیات قرآن کریم و هم احادیث و هم زبان زیبای دعا و مناجات معصومین علیهم السلام می توان به مصادیق فراوانی از ارزاق معنوی پی برد . از جمله :

الف – انفاق :
خداوند می فرماید : و مما رزقناهم ینفقون . بقره 3 
و از آنچیزهایی که روزیشان کردیم انفاق می کنند .

ب – مهربانی بر ایتام - آبادان کردن مساجد - هم نشینی با کریمان - دوری جستن از لئیمان  

.

.

.

 ---کاربران گرامی جهت مشاهده متن کامل خطبه از لینک زیر جهت دانلود استفاده کنید

 

http://uplod.ir/jla4omlf3u2k/93-04-20.docx.htm



تاريخ : دوشنبه 16 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی

« برگزاری کرسی تلاوت قرآن»

محفل نورانی کرسی تلاوت قران به صورت جز خوانی هر روز در ماه مبارک رمضان در مسجد جامع برگزار می گردد.

آقای صالحی مسئول ستاد نماز جمعه  شهرستان ملکشاهی با اعلام این خبر افزود این محفل تلاوت هر روز ساعت 19 عصر با شرکت روزه دارن و عاشقان قرآن کریم و با حضور قاریان محترم در مسجد جامع برگزار می گردد.



تاريخ : شنبه 14 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی
با توجه به فراخوانی دفتر امام جمعه شهرستان ملکشاهی مبنی بر برگزاری کلاسهای آموزشی در رشته های مختلف در پایان زمان ثبت نام حدود 140 نفر از علاقه مندان در رده های سنی و مقاطع تحصیلی مختلف در این کلاسها ثبت نام کردند .

شنبه

 برادران-زبان خارجه

 

برادران -کامپیوتر        
یکشنبه

خواهران -زبان خارجه

 

خواهران -زبان خارجه      
دوشنبه

 برادران-زبان خارجه

 

برادران -کامپیوتر           
سه شنبه  فیلم نامه نویسی و بازیگری فیلم نامه نویسی           
چهارشنبه  خواهران -کامپیوتر

خواهران -کامپیوتر

 



تاريخ : جمعه 13 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی
 

1-   عبادالله اوصیکم بتقوی الله

2-   شرح روایت عنوان بصری روایت عنوان بصری یکی از مهمترین  دستورات سیرو سلوکی است که به ما رسیده

عنوان قصد شاگردی امام صادق را در سن 95 سالگی داشت و میخواست از محضر امام صادق همچون مالک بن انس استفاده کند اما امام نپذیرفت

مباحثی در این خصوص بیان شد وقتی مالک جواب منفی از امام شنید گفت ایراد از من است که امام مرا نپذیرفت  و با توسل و توکل  دعا خواست تا ظرفیت لازم را در خودش ایجاد کند 

 

کاربران گرامی جهت مشاهده ادامه متن خطبه از لینک زیر جهت دانلود استفاده نمایید

http://uplod.ir/dgmtrb1obvf2/93-04-12.docx.htm  



تاريخ : یکشنبه 8 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی



تاريخ : پنجشنبه 5 تیر1393 | | نویسنده : دفتر امام جمعه ملکشاهی



  • پاساد
  • مواظب